امروزی ها

جوکستان 3

 

مورد داشتیم طرف به خاطر عیدی گرفتن

 

کفش پوشیدنش 45 دقیقه طول کشیده.

 

 

 

خیلی دلم می خواست الان کانادا پیش خانوادم باشم اما حیف اونام اینجان.

 

 

 

صبح که از خواب پاشدم به همگی صبح به خیر گفتم.

 

مامانم. بچه چته ترسوندی منو

 

خواهرم.زهرمار چته

 

بابام . اگه این همه سالو که صرف بزرگ کردن تو کرده بودم . صرف یه گوسفند می کردم الان یه گله داشتم

 

عاشق ادبیاتشونم

 

یه ترکه یه تهرانیو یه لره میرن دزدی. یک دفعه پلیس میاد تهرانیه میره بالا درخت. ترکه میره تو جوب .لرم میره زیر خر میشینه پلیس از تهرانیه می پرسه چی کار می کنی میگه دارم میوه میچینم.از ترکه می پرسه میگه دارم قدم می زنم از لره می پرسه می گه من بچه خرم تازه زاییده شدم .اوهخندهخندهخندهخندهقهقههقهقههقهقههقهقهه

 

نویسنده : sara ghamilui : ٦:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٥/٢٥
Comments نظرات () لینک دائم